فصلنامه علمی - پژوهشی تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي - سال هشتم - شماره 29 - زمستان 1396

بازتاب تقديرگرايي و مؤلفه‌هاي آن در سفرنامه‌هاي دوره صفويه

محمد حسن رازنهان - تقي شيردل

چكيده
تقديرگرايي باوري هست که در نگرش و باور‌هاي عامه، سرنوشت آدمي از قبل مقدر شده،و تمامي امور بر اساس مقدرات و آنچه از پيش تعيين شده رخ مي‌دهد؛به نحوي که در اين نگرش جايگاهي براي انتخاب و اختيار انسان وجود ندارد. درواقع معتقدان به تقدير بر اين باورند که همه امور و پديده‌ها در حيات اجتماعي فرد به کار کرد نيروها و عوامل ماوراءالطبيعه بستگي دارد. در اين مقاله تلاش بر اين است تا ضمن ريشه‌يابي مؤلفه‌ها و مصاديق تقديرگرايي در سفرنامه‌هاي دوره صفويه، از جمله: بخت و اقبال، سعد و نحس ايام، استبداد و تقدس‌مأبي شاه و ... ديدگاه اين سفرنامه نويسان مورد نقد و ارزيابي قرار گيرد. بر اين اساس، يافته‌هاي پژوهش حاکي از آن است که تقديرگرايي در دوره صفوي از جايگاه ويژه‌اي در ميان ايرانيان و شاهان صفوي (چه در حوزه اجتماع و چه در حوزه سياست) برخوردار بوده است، به طوري که اين ويژگي از ديدگاه سفرنامه نويسان اين دوره نظير شاردن، تاورنيه، کمپفر،پيترو دلاواله، سانسون و کروسينسکي مغفول نمانده است و در جاي جاي سفرنامه‌هاي خود به تقديرگرايي و مؤلفه‌هاي مرتبط با آن اشاره نموده ، آن را بازتاب داده‌اند. آنان بر اين باورند که تقديرگرايي در فرهنگ و آداب و رسوم ايرانيان رسوخ کرده است و آن را يکي از موانع فرهنگي ـ اجتماعي توسعه جامعه عصر صفوي مي‌دانند.

واژگان کليدي
تقديرگرايي، سفرنامه، صفويه، بخت و اقبال، استبداد.




جهت دریافت فایل مقاله کلیک کنید.