برگزاری نشست «رویکرد تاریخی به راهبردهای امام خمینی(ره)در مواجهه با موانع تحقق حوزه انقلابی»
18/10/1395

نشست «رویکرد تاریخی به راهبردهای امام خمینی(ره)در مواجهه با موانع تحقق حوزه انقلابی» با سخنرانی حجت الاسلام دکتر حسین ارجینی معاون پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی و با حضور اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی در پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی برگزار شد.
حجت الاسلام ارجینی در ابتدای این نشست با اشاره به مبنای فقهی علما در اتخاذ رویکرد سیاسی، گفت: اشتباه اندیشمندان غربی ناشی از عدم شناخت آنان نسبت به مبانی فقهی کنش سیاسی مرجعیت بود؛ در حالی که موضع‌گیری سیاسی آنان با توجه به احکام اولیه و یا احکام ثانویه صورت می گرفت.
موانع تحقق حوزه انقلابی
عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به اعتقاد جدایی دین از سیاست به عنوان اولین مانع تحقق حوزه انقلابی افزود: پرهیز اکثریت علماء و مرجعیت از ورود به سیاست، نه بخاطر منفی بودن سیاست بود؛ بلکه بخاطر این بود که معتقد بودند که شرایط برای تحقق چنین ورودی مهیا نیست.
حجت الاسلام ارجینی با اشاره به تلاش شیخ عبدالکریم حائری برای حفظ کیان حوزه، افزود: شیخ عبدالکریم حائری در گفتگوی خود با یکی از علماء، تصریح می کند که ما ناچاریم صبر کنیم تا حوزه استقرار یابد که این حاکی از آن است که عدم ورود وی به سیاست ناشی از منفی بودن سیاست نیست، اما کسانی که بیرون از حوزه و بدون در نظر گرفتن مبنای فقهی ایشان، به این مسئله نگاه می کنند، تصور میکنند که مرحوم شیخ عبدالکریم حائری اعتقاد به عدم دخالت در سیاست داشته است.
وی افزود: بنابراین نوع عملکرد مرجعیت بر اساس احکام ثانویه بود و این اشتباهی است که مستشرقین مرتکب می شوند، لذا نمی توان در بین مرجعیت کسی را یافت که معتقد باشد که نباید حکومت اسلامی شکل بگیرد.


1. جدایی دین از سیاست
حجت الاسلام دکتر ارجینی، با ورود به موانع تحقق حوزه انقلابی خاطرنشان کرد: در بحث موانع تحقق حوزه انقلابی، یکی از نکاتی که امام مطرح می کنند به حاکم بودن اعتقاد عدم دخالت در سیاست به عنوان یک منش حاکم در حوزه بود که حتی این عدم دخالت را از نشانه‌های اهل علم می دانستند و معتقد بودند که دخالت در سیاست مبنای اصیل شیعه نمی باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به اعتقاد غالب حوزه مبنی بر عدم دخالت در سیاست، افزود: متأسفانه این سیاست، تا حدّی در حوزه‌های علمیه کارگر افتاد؛ تا آنجا که به‌تعبیر امام خمینی (ره) ، در آن زمان «فلان آخوند را وقتى عیبش را مى‏گیرند، مى‏گویند: آخوند سیاسى است‏» و یا در جای دیگری فرمودند « مسألة جدابودن دین از سیاست؛ مسأله‏اى که با کمال تزویر و خدعه طرح کردند، حتى بر ما هم مشتبه کردند! حتى کلمة «آخوند سیاسى»، یک کلمه فحش است در محیط ما! فلان آخوند سیاسى است! در صورتى که آقایان خواندند در دعاهاى معتبر، ساسَة الْعِباد. مع ذلک از بس تزریق شده است، از بس اشتباه‌کارى شده است، ما خودمان هم باورمان آمده است که دین از سیاست جداست. آخوند در محراب برود و شاه هم مشغول دزدى‏اش باشد! هر کس اسلام را مطالعه کرده باشد، قرآن کریم را مطالعه کرده باشد، کافى است که بفهمد اسلام و قرآن کریم تربیت مى‏کند یک جامعه را در همه شؤون‏».
دکتر ارجینی افزود: البته تحولات و اتفاقات اجتماعی در اتخاذ رویکرد سیاسی مراجع با توجه به احکام اولیه یا احکام ثانویه بسیار تاثیرگذار بود، چنانکه آقای بروجردی بعد از یاس و ناامیدی که از اعدام شیخ فضل الله نوری بر مرحوم آخوند و نائینی حاکم شد، می گفتند: از وقتی که در نجف اشرف دیدم مرحوم نائینی در امر مشروطه دخالت کردند و آن طور شد که همه می دانیم، حساسیت خاصی نسبت به این قبیل امور پیدا کرده ام. چون ما درست وارد اوضاع نیستم، میترسم ما را فریب دهند و منظوری که داریم درست انجام نگیرد و باعث پشیمانی بشود و احیاناً لطمه به دین و حیثیت اسلامی وارد شود.
وی خاطرنشان کرد: تفکر آیت الله بروجردی حفظ حوزه بود و لذا باید رویکردهای سیاسی ایشان را بر اساس مبنای فقهی ایشان تحلیل کنیم. البته مرحوم آیت الله بروجردی در چند سال آخر عمرشان اصلا شاه را به حضور نپذیرفت و حتی وقتی با درخواست علماء برای نظارت بر حکومت مواجهه شد، به آنها گفت که هر تصمیمی آنها بگیرند، با آن تصمیم موافق است که این امر حاکی از آن است که ایشان در سال‌های اولیه مرجعیت زمینه را برای ورود جدی به عرصه سیاسی و تقابل با رژیم نمی‌دیدند.
دکتر ارجینی با اشاره به عدم تبیین درست مبنای فقهی علما و مرجعیت آن دوران نسبت به مسئله سیاست، افزود: امام تلاش داشت که تفکر عدم دخالت حوزه در سیاست را از مرکز حوزه دور سازد و آن را به عنوان مانع جدی در تحقق انقلاب می دانست. چنانکه امام، سیاست را از شئون دین اسلام و هسته مرکزی اسلام می دانست و حتی معتقد بود که «والله اسلام تمامش سیاست است».
وی تصریح کرد: این اعتقاد امام ناشی از رویکرد ایشان به سیاست بود که برخلاف تعریف غالب امروزی از سیاست است و در حالی که امروزه سیاست را به عنوان علم قدرت و یا علم روابط بین سازمان‌ها تعریف می کنند، اما حضرت امام خمینی(ره) تعریفی از سیاست ارائه می کند که کاملا با دین منطبق است و معتقد است که سیاست آن است که جامعه را هدایت کند که این امر در درجه اول اختصاص به انبیاء و اولیاء و به تبع در درجه دوم، از آن علمای بیدار و آگاه اسلام دارد. بنابراین ایشان تعریف از سیاست را تغییر می‌دهد و سیاست را نوعی هدایت می‌داند؛ لذا برای هدایت، فردی الهی باید حاکم باشد؛ چرا که برای تحقق جامعه دینی نمی‌توان به حاکمی جاهل و غیرمتلزم به احکام دینی، تمسک کرد.


2. تحجرگرایی
دکتر ارجینی با بیان اینکه امام جدایی دین از سیاست را به عنوان مانع جدی در تحقق حوزه انقلابی می‌دانست و لذا سعی کرد که سیاست را در مرکز حوزه قرار دهد، افزود: مانع دوم، تحجرگرایی حاکم بر حوزه بود که پیوند آن در مقاطعی با سکولاریسم از نکات قابل توجه است.
عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی افزود: تعابیر متعددی از امام پیرامون مسئله تحجر داریم که نشان می دهد که امام آن را به عنوان عامل جدی در تحقق حوزه انقلابی می‌داند؛ چنانکه در جایی می‌فرماید « آن‌قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین که در تاریخ روشن است» و یا در جای دیگر می‌گوید « عده‏ اى مقدس نماى واپسگرا همه چیز را حرام مى‏دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلى که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هر گز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است».
دکتر ارجینی با اشاره به اهمیت این عامل در ممانعت از شکل‌گیری انقلاب و مبارزه گفت: روزی مرحوم آقای بروجردی،‌مرحوم آقای حجت،‌مرحوم آقای صدر، مرحوم اقای خوانساری برای مذاکره در یک امر سیاسی در منزل امام جمع شده بودند که امام به آنها می گوید شما قبل از هر کار،‌تکلیف این مقدس نماها را روشن کنید. با وجود آن‌ها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دست‌های شما را گرفته باشد. اگر بخواهید کاری انجام بدهید و حکومتی بگیرید،‌محلس را قبضه کنید. باید قبل از هر چیز فکری برای آنها بکنید.
عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی مهمترین راهبرد امام را تذکر و ارشاد دانست و گفت: امام معتقد بود که بالاخره اینها را باید با تذکر و ارشاد بیدار کرد، اما اگر بیدار نشدند، معلوم است که قصور اینها از غفلت نیست و لذا باید با آنها مقابله جدی کرد، لذا می‌فرماید: « تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود که خداوند وسیله اش را آماده نمود. علما و روحانیون متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهر آگینی که به طرف اسلام شلیک می شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند».
حجت الاسلام ارجینی خاطرنشان کرد: نکته جالب در دیدگاه امام، پیوند تفکر سکولاریسم با مسئله تحجرگرایی بود و لذا معتقد بودند که باید « مراقب بود که تفکر جدایى دین از سیاست از لایه هاى تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکى از مسائلى که باید براى طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است».


3. حاکمیت فقه فردی
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام بر حاکمیت فقه فردی توجه داشت و آن را یکی از موانع جدی تحقق حوزه انقلابی می دانست. چنانکه امام می فرمود: « وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و وفقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد، قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید».
حجت الاسلام ارجینی با اشاره به فرمایش امام مبنی بر اینکه « آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است. شما پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه می‌کنید، هفت - هشت تا کتابی است که مربوط به عبادات است، باقی‌اش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست. ما همه آنها را گذاشتیم کنار و یک بُعد را، یک بعد ضعیفش را گرفتیم. اسلام را همچو بد معرفی کرده‌اند به ما که ما هم باورمان آمده است که اسلام به سیاست چه! سیاست مال قیصر و محراب مال آخوند! - محراب هم نمی‌گذارند برای ما باشد- اسلام دین سیاست است؛ حکومت دارد»، افزود: فقه فردی بر حوزه‌ها حاکم بود، در حالی که در اسلام تفکر اجتماعی و سیاسی بسیاری وجود دارد و اگر علمای سلف به سراغ مباحث فردی می‌رفتند به دلیل عدم وجود شرایط و زمینه‌های لازم بود؛ لذا شیخ مفید وقتی مباحث اجتماعی همچون اجرای حدود را مطرح می‌کند که از وظایف امام و فقیه است، در ادامه قید «مع الامکان» را ذکر می‌کند و ناچارا به سراغ فقه فردی می‌رود. اما این به معنای آن نیست که فقه اسلام، فقه فردی است، بلکه به دلیل عدم وجود شرائط و زمینه‌ها، فقه فردی به صورت جدی‌تر مورد توجه قرار گرفته است و لذا از زمان صفویه فقه اجتماعی به صورت جدی‌تر مورد توجه علماء قرار گرفت.
دکتر ارجینی با اشاره به تعریف امام از فقه مبنی بر تئوری کامل زندگی از گهواره تا گور، خاطرنشان کرد: تاکیدات مقام معظم رهبری بر فقه حکومتی ناظر به همین مسئله است و در حالی که امروز فضای طرح آن وجود دارد، اما حوزه در این زمینه کاستی‌هایی دارد.
 

4. عدم جواز تشکیل حکومت درزمان غیبت
عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی با اشاره به وجود این تفکر در حوزه، افزود: امام معتقد بود این تفکر «از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان - علیه السلام - باطل است» به عنوان مانع جدی در تحقق انقلاب است و حتی امام به گفتگویی که با یکی از علماء برای دعوت به مبارزه داشت، اشاره می‌کند که در جواب امام گفته بود « اگر خود حضرت صاحب (ع) مقتضی بدانند، خوب، خودشان تشریف بیاورند! من که دلم بیشتر از حضرت صاحب (ع) برای اسلام نسوخته است. خوب ایشان هم که می‌‌بینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بکنم؟». به اعتقاد امام، این منطق اشخاصی است که می‏ خواهند از زیر بار دَر بروند. اسلام، اینها را نمی‌‏پذیرد. اسلام، اینها را به هیچ چیز نمی‏ شمرد. اینها می‏ خواهند از زیر بار دَر بروند.
 

برداشت‌های انحرافی از انتظار
حجت الاسلام ارجینی خاطرنشان کرد: امام پیرامون منتظرین امام زمان(عج) دسته بندی ارائه کرد که رویکرد متفاوتی نسبت به مسئله سیاست داشتند. دسته اول معتقد بودند که انتظار فرج به این معنا است که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان (ع) را از خدا بخواهند. دسته دیگری، معتقد بودند که ما نباید کاری به سیاست و اتفاقات جهان داشته باشیم و باید تکلیف‏ خودمان را عمل می‏ کنیم. برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء اللَّه درست می‏ کنند. دسته دیگر معتقد بودند باید به کاری کرد تا گناه زیاد شود و دنیا پر از جور و ظلم بشود تا حضرت (ع) تشریف بیاورند. دسته دیگری هم معتقد بودند که «هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است. آن‏ها مغرور بودند. آن‏هایی که بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم، عَلَم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد. در صورتی که آن روایات که هر کس عَلَم بلند کند عَلَم مهدی، به عنوان مهدویّت بلند کند».
دکتر ارجینی تصریح کرد: این تفکر کم و بیش در حوزه حاکم بود و بعد از سال 43 و کشتار 15 خرداد، فیتیله دخالت درسیاست را پائین کشیدند و کم کم تفکراتی مثل انجمن حجتیه مطرح شد. اما در مقابل، امام خمینی(ره) شروع به نقد این تفکر کرد و بحث‌های گسترده‌ای در این زمینه مطرح کرد و اعتقاد به عدم تشکیل حکومت قبل از غیبت را برخلاف قرآن و سیره انبیاء دانست، چنانکه در جایی می‌فرماید: « این، خلاف قرآن است. این‏ها نخوانده‌اند قرآن را. اگر صد تا هم چو روایت‏ هایی بیاید، ضرب به جدار می‏‌شود. خلاف قرآن است، خلاف سیره‏‌ی انبیاست یا این‏ که روایتی نیست. شما وقتی ملاحظه می‏ کنید آن همه روایاتی که اگر کسی میل به این بکند. که روایاتی است که: اگر مایل باشی که زنده باشد این سلطان، تو هم با او هستی. مسلمان مگر می‏ شود مایل باشد به این‏ که یکی زنده باشد و ظلم بکند، آدم بکشد؟ رابطه داشته باشد با یک کسی که آدم می‏ کشد؟ عالِم می‌ کشد؟ علما را می‏ کشد». لذا امام معتقد بودند که با صرفا با خانه‌نشینی و دعای برای فرج، تعجیل صورت نمی‌گیرد، بلکه برای آمدن امام زمان(عج) باید زمینه را فراهم کنند و فراهم کردن این است که، مسلمین را با هم مجتمع کنند.
5. تقیه، حفظ دماء و حفظ حوزه
حجت الاسلام ارجینی در ادامه با اشاره به پنجمین عامل تحقق حوزه انقلابی، گفت: فضای تقیه‌ای که به نوعی متاثر از اتفاقات مشروطه بود، در موضع‌گیری سیاسی علماء نقش داشت و تعدادی از آنها معتقد بودند که فضایی نیست که اکنون حوزه با حاکمیت درگیر شود و در واقع به دلیل حفظ کیان حوزه، نباید با حاکمیت درگیر شد که این سیاست در کنش‌ سیاسی مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی، نمود داشت. همچنین مسئله حفظ دماء، از دیگر معیارهای کنش سیاسی علماء بود و در حالی که امام معتقد بود در راه حفظ اسلام باید جان داد، اما آقایان دیگر معتقد بودند که باید خون مردم را حفظ کرد. حتی برخی از علماء بعد از قضیه پانزده خرداد، اعلامیه‌ی صادر شده را امضاء نمی‌کردند و فقط آقای نجفی و آقای میلانی امضاء کردند، و معتقد بودند که اکنون فضای درگیری با حاکمیت مهیا نمی‌باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی خاطرنشان کرد: البته شخصیت عالم و شناخت وی از وقایع اجتماعی و جامعه نیز در اتخاذ موضع انقلابی یا تقیه‌آمیز، تاثیرگذار بود؛ اما آنچه مسلم است مسئله تقیه برخاسته از مبنای فقهی آنان بود و لذا برخی از علماء که در مقطعی از تاریخ با حاکمیت، مبارزه می‌کردند، در مقطع دیگر، به دلیل مبنای فقهی و شناخت از جامعه، موضع تقیه را اتخاذ کردند.
دکتر ارجینی با اشاره به گفتگوی صورت گرفته میان امام و آیت الله حکیم نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی، افزود: امام معتقد بود که اکنون زمان تقیه نیست و برای به نتیجه رسیدن قیام، باید خون داد و در این راه قدم برداشت.


6. عدم همراهی مردم
حجت الاسلام ارجینی ترس علماء از عدم همراهی مردم با قیام را از دیگر موانع تحقق حوزه انقلابی دانست و گفت: برخی از علماء معتقد بودند که در صورت قیام، بدنه اجتماعی همراهی نخواهد کرد و لذا خون مردم هدر خواهد رفت. چنانکه آقای حکیم در گفتگوی خود با امام می‌گویند: « اقدام حاد کنیم مردم از ما تبعیت نمی‌کنند، آن‌ها برای دین سینه چاک نمی‌کنند. من که نمی‌بینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید» و امام در جواب ایشان می‌گوید: « چطور مردم دروغ می‌گویند، این مردم جان دادند، زجر دیدند، حبس کشیدند، تبعید شدند، اموالشان به غارت رفت. چطور مردم بقال و عطار سرمحل که سینه جلو گلوله دارند دروغ می‌گویند؟ مردم در پانزده خرداد جوانمردی و صداقت خود را نشان دادند. شما اقدام کنید و قیام نمایید، من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد».
دکتر ارجینی خاطرنشان کرد: اگر حوزه انقلابی را به عنوان یک رهبر اجتماعی در نظر بگیریم، اگر همراهی مردم وجود نداشته باشد، تحول اجتماعی رخ نخواهد داد، چنانکه در قضیه انقلاب سفید و یا انجمن ایالتی و ولایتی، در حالی که بسیاری از علماء به امام انتقاد می‌کردند که با چه قدرت و اسلحه‌ای قصد مبارزه با رژیم تا دندان مسلح را دارد، که امام به عامل همراهی مردم اشاره می‌کردند و معتقد بودند که با آگاه کردن مردم، توپ و تانک حکومت ناکارآمد خواهد شد.
7. عدم توانایی حوزه در اداره کشور
دکتر ارجینی آخرین عامل تحقق حوزه انقلابی را وجود اعتقاد بخشی از حوزه مبنی بر عدم توانایی حوزه در اداره کشور دانست و گفت: این تفکر در حوزه نیز وجود داشت؛ به نحوی که امام به این تفکر در حوزه اشاره می کند که معتقد بودند « تو چکار داری به اینکه چه میگذرد! تو مشغول درست باش! تو مشغول فقهت باش! تو مشغول فلسفه‌ات باش! تو مشغول عرفانت باش! چکار داری که چه می‌گذرد!» و «این‌طور کردند که ماها هم باورمان آمده بود که دین چکار دارد به سیاست». چنانکه آقای شریعتمداری معتقد بود که «من می‌بینم که شاه را بیرون می‌کنند، ولی توانایی اداره کشور را ندارند. (امام) خمینی و کسانی که مانند او فکر می کنند که حکومت اسلامی برای مملکت مناسب است، برای سازندگی ، نه سازمانی دارند نه توانایی. من صریحا می گویم که با (امام) خمینی و اعمال او مخالفم».
حجت الاسلام ارجینی در جمع‌بندی خاطرنشان ساخت که فرمایش امام مبنی بر اینکه « باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بیسواد، عده‌ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند. اوضاع مثل امروز نبود، هرکس صد در صد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان به در می‌رفت؛ ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان - علیه السلام - باطل است و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت؛ تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود» به تمامی موانع تحقق حوزه انقلابی اشاره دارد که امروز نیز متاسفانه در حال رشد و گسترش می‌باشد.
 

منبع خبر: معاونت پژوهش

ثبت نام ها
مطالب مرتبط
دریافت اطلاعات
دستاورد ها
دفترچه دروس سرفصل ها